مدح و منقبت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
تو سلیـمانی و سلطانِ جهان، موریم ما هم به تو نزدیک و هم از چشم تو دوریم ما ذرهای ناچـیز بـین کـهکـشان ظـلـمـتـیم دربهدر دنـبال خـورشیدیم بی نوریم ما کُلُّهـم نـورید، نـورِ واحـد و این نور را در دل رنگـینکمان دیدیم، منـشوریم ما البـلاء للـولاء، پس دل به دریا میزنیم هرگز از طوفان نمیترسیم، پُر شوریم ما با ولایت زندۀ جاوید و، بیعـشقِ علی مُردگـانـی تا قـیـامـت در دلِ گـوریم ما بی عـلی مانند کاهی بر زمین افـتادهایم با علی محکمتر از کوهیم، مغروریم ما در هجوم بی کسی، هر شب به ما سر میزند با غمش هم دلخوشی داریم، مسروریم ما خاک پای آن شهنشاه بدون تاج و تخت منزجر از سلطنتهای زر و زوریم ما تا نفس داریم گلبانگ هو الحق میزنیم در طریق عاشقی، برعکس منصوریم ما هیچ راهی جز جنونْ در محضرش پیدا نشد پس اگر دیوانه و مسـتـیم، معـذوریم ما با دم "لبیک یا حـیدر" قـیامـت میکـنیم نـسخۀ مسـتـانهای از نـفـخۀ صوریم ما از لـبـان ما فـقـط نـاد عـلی را بـشـنوید تـا ابـد مـأنـوس با اذکـارِ مـذکـوریـم ما با خـیال آستـانـش عـشقبـازی میکـنیم در حـقـیقت از نجفبازانِ مشهوریم ما دانههای اشکمان، تسبیحِ ذکر مرتضیست بر ضریحش جایمان عالیست، انگوریم ما معنی دوزخ چه میباشد؟ بهشت بیعلی بیخـیال جـنت و بیـگـانه با حـوریم ما هرکه دنبال ثواب اینجا بیاید باخـتهست در پی پـاداش اگر باشـیم، مـزدوریم ما حیدری و فاطمی هستیم و بر روی زمین وارثـانِ چـشـمـۀ نـورِ عـلـی نـوریـم ما نفْس را مالک شدند و مالک اشتر شدند چـشـمـۀ ایـمـانِ یـارانِ سلـحـشـوریم ما بند بند ما اسیرِ نَفْسِ سرکش مانده است مـاهـیـانِ خـسـتـۀ افـتـاده در تـوریـم ما چوبْخطِ توبههامان پُر شده این روزها در کـتـاب زنـدگی لـبـریزِ هـاشوریم ما چون کلاغانیم و در بین کبوترهایِ صحن وصلـههـای ناهـماهـنگـیم، ناجـوریم ما بهـتـرین جای مـناجـاتست ایـوان طلا بینجف تصویری از موسای بیطوریم ما در گلستانِ حرم با طَعم احلی مِنْ عسل هر گُلی را زیر و رو کردیم، زنبوریم ما نسل در نسل از مسافرهای راهِ اربعین سلـسـله در سلـسـله خاک نـشابـوریم ما از شروط بندگی، در بندِ حیدر بودنست پس در این حِصنِ حَصین، پیوسته محصوریم ما یک علی در خاک ایران، سه علی هم در عراق هر کجا باشـیم با این نام محـشـوریم ما در نجف، دلشوره میگیریم بین کوچهها مثل اینکه راهـی بـازارِ سـرشـوریم ما عشق او دار و نـدار ماست تا شـامِ ابـد از دل و جان، طالبِ این گنج مستوریم ما تا هلالِ ماتمش بُغض هلالی را شکست بیقـرار گـردنی در زیر سـاطـوریم ما در طواف مرقد او خَلق، حاجی میشوند در حریم با صفایش، سعی مشکوریم ما در مضامین فـضیـلتهای او لالـیم لال معجـزاتـش را نمیبـیـنیم ما، کوریم ما سیصد آیه در مقامات علی نازل شدهست سَرخوش از پـیـمـانۀ آیـاتِ مزبوریم ما محو در شبهای پیشاور شدیم و سالهاست مـات اقـبــال بـلـنـد مــرد لاهـوریـم مـا در قـصیده هیچ آدابی و تـرتـیـبی نماند از همان بیت نخستین مست و مسحوریم ما نام او ذکر شب قـدر تـمـام انـبـیـا است قَـدرْدانِ قَـدْر او در حــدِ مـقـدوریـم مـا راهی دار المجـانـینِ نجـف خواهیم شد همچنان در زُمرۀ مَرضای منظوریم ما عاشق مرگیم چون هنگامۀ دیدار اوست چند روزی هم اگر هستیم، مجبوریم ما او قسیم النار و الجنهست، جای شبهه نیست روی سنگ قبر اگر مرحوم مغفوریم ما در زمان مرگ با ما مهربانی کن علی پیر و زار و خسته میآئیم، رنجوریم ما از شراب کهنۀ خُم حسرتی در جان ماست ساقیا یک جرعه میخواهیم، مخموریم ما |